گزارش یک ساله
سلام دختر مثه برگ گلم .ناز دونه ی مامان خیلی وقته که نیومدم و برات چیزی ننوشتم مامان و ببخش عزیز دردونه ی من
تو این مدت خیلی اتفاقای خوب و بد برامون افتاد که همه رو در کنار هم گذروندیم یه مدت تو سویییت عمو امیر زندگی کردیم اونجا آبله مرغون گرفتی و خیلی اذیت شدی الهی مامان بمیره ![]()
به مهدت حسابی عادت کرده بودی و عاشق مربیت حمیده جون شده بودی

یه شبم یه چیزی به لبت گزید و لبت پروتزی شد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


گزارش یک ساله
