دلتنگیه منو سارینا
سلام عشق مامان امروز دل مامان خیلی گرفته عزیز دلم،دلش برا مامان و بابایی تنگ شده آخه دو هفته است که اونا رو ندیده دل توام براشون تنگ شده امروز یکسره میگفتی منو ببرین خونه ی بابایی مامایی وقتیم که بهت میگفتم خونشون دوره و ما نمی تونیم بریم خونشون قهرمیکردی و اشک میریختی وقتی شماره ی بابایی رو گرفتم و با مامایی حرف زدی حال ماماییم گرفته شد آخه دل اونا هم برات یه ریزه شده عروسکم وقتی گفتی بریم خونه ی بابایی بهت گفتم بابا میثم مارو نمیبره تو در جاب من گفتی خوب من گازش میگیرم که ببره خونه ی بابایی قربونت برم . قربون اون دل مهربونت برم عشق من وقتی خودم و میبینم که یه وقتا چقد دلم تنگ میشه به خودم قول میدم که تو رو از خود...
نویسنده :
الهام
2:33




